عبد الواحد الآمدي التميمي ( مترجم : انصارى )
684
غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى )
مردم را بر وى حرام گرداند . 1138 من رغب فى زخارف الدّنيا فاته البقاء المطلوب : هر كه بزيورهاى جهان دلبستگى پيدا نمايد آخرتى كه مورد پسند است از دستش برود . 1139 من كشف حجاب اخيه انكشف عورات بنيه : هر كه حجاب برادر دينيش را براندازد ( و عيوب او را ) آشكار نمايد پوشيدهها و عيوب خانوادهاش آشكار گردد . 1140 من اقتصد فى اكله كثرت صحتّه و صلحت فكرته : هر كه در خوراكش ميانه روى كند تندرستيش بسيار و انديشهاش پيراسته و پاكيزه گردد . 1141 من عمى عن زلتّه استعظم زلّة غيره : هر كه از عيب و لغزش خودش نابينا باشد لغزش ديگرى را بزرگ شمارد . 1142 من ترك العجب و التّوانى لم ينزل به مكروه : هر كه خودپسندى و سستى را وا گذارد بدى بوى نرسد . 1143 من بلغ غاية ما يحبّ فليتوقّع غاية ما يكره : هر كه بپايان آنچه كه دوست مى دارد برسد البتهّ بايد پايان آنچه را كه دوست نمى دارد منتظر باشد . 1144 من دقّ فى الدّين نظره جلّ يوم القيامة خطره : هر كه در دين نظرش را باريك سازد ( و تا ممكن است واجب و مستحبّ دين را عمل كند ) در روز قيامت جاه و رتبهاش بلند گردد . 1145 من سلّ سيف العدوان سلب منه عزّ السّلطان : هر كه شمشير ستم را از نيام بر كشد ( و مردم را شكنجه و آزار كند ) عزّت سلطنت از وى گرفته شود . 1146 من حرم السّآئل مع القدرة عوقب بالحرمان هر كه با داشتن توانائى سائل را محروم گرداند گرفتار نا اميدى گردد . 1147 من جار فى سلطانه عدّ من عوادى زمانه هر كه در دوران پادشاهيش ستمكارى كند از ستمكاران زمانش بشمار آيد ( و تاريخ زمانش را آلوده و ننگين نمايد ) . 1148 من استوحش من النّاس انس باللهّ سبحانه هر كه از مردم بوحشت باشد به خداوند سبحان انس خواهد گرفت .